chayotes نمایش گلکسی افزاری سامسونگ

chayotes: نمایش گلکسی افزاری سامسونگ سامسونگ نمایشگر سرگرمی چه خبر از کجا ؟

گت بلاگز اخبار حوادث مرگ در دناک اهورا

اهورای سه‌ساله که بعد از جدایی پدر و مادرش زندگی جدیدی را با ناپدری‌اش شروع کرده بود، نمی‌دانست سرنوشتی همچون ستایش و آتنا در انتظارش هست. این کودک سه‌ساله زمان

مرگ در دناک اهورا

مرگ در دناک اهورا

عبارات مهم : پرونده

اهورای سه ساله که بعد از جدایی پدر و مادرش زندگی جدیدی را با ناپدری اش شروع کرده بود، نمی دانست سرنوشتی همچون ستایش و آتنا در انتظارش هست. این کودک سه ساله زمانی که در منزل با ناپدری اش تنها بود، در حمام مورد تجاوز قرار گرفت. مرد جوان که خودش صاحب یک فرزند سه ساله است هنگامی که طاقت شنیدن گریه های این پسربچه را نداشت با کوبیدن سر اهورا به دیوار به زندگی وی آخر داد.

به گزارش شهروند ؛عقربه ها ساعت ٢ظهر شنبه ٢٢مهرماه امسال را نشان می داد که صدای فریادهای پسربچه ای سکوت را در خیابان لاکانی رشت شکست. اهالی محل خیلی سریع خود را پشت درِ منزل ای که صدا از آن جا شنیده می شد، رساندند ولی کسی در را باز نکرد و بعد از لحظاتی صدای پسربچه خاموش شد. خیلی سریع ماموران پلیس در جریان این ماجرای مشکوک قرار گرفتند و با حضور در محل هرچه درِ منزل را زدند، کسی در را باز نکرد. آنها با هماهنگی مقام قضائی اقدام به تخریب درِ منزل کردند و زمانی که وارد منزل شدند با صحنه عجیبی روبه رو شدند. مرد جوان با صورت ای آشفته روی مبل نشسته بود و نگاهش به سمت حمام منزل بود که در این صحنه چندنفر از همسایه ها هنگامی که وارد منزل شدند، به سمت حمام رفتند و با اهورای سه ساله درحالی که لباسی به تن نداشت و خون زیادی از او رفته بود، روبه رو شدند. به سرعت این پسربچه از سوی امدادگران اورژانس به بیمارستان انتقال یافته شد. مرد جوان که مجتبی نام دارد در صحنه مرموز این اتفاق پیش روی ماموران ادعا کرد که من پدر اهورا هستم و هنگامی که دیدم پسرم داخل حمام روی زمین افتاده شوکه شدم و روی مبل نشستم، این درحالی بود که همسایه ها مرد جوان را نامزد مادر اهورا معرفی کردند.

مرگ در دناک اهورا

مادر اهورا هنگامی که در تماس مجتبی از وضع پسرش که در بیمارستان بود باخبر شد به سرعت خودش را به بیمارستان رساند و از پزشکان شنید که پسرش به علت تجاوز، شدت خونریزی و شکستگی سر و استخوان دنده هایش به کام فوت فرو رفته هست. همگی انگشت اشاره به سمت مجتبی داشتند و او را عامل این جنایت معرفی می کردند.

زن جوان نمی توانست باور کند که پسرش از سوی ناپدری اش به قتل رسیده و نشانه آزار و اذیت قرار گرفته هست. او از مجتبی خواست تا راجع به علت این اتفاق توضیح دهد که مرد جوان درحالی که اشک می ریخت و قسم می خورد، خود را بیگناه می دانست و می گفت چطور می توانم این کارها را انجام داده باشم، اهورا مثل پسر خودم بود.

اهورای سه‌ساله که بعد از جدایی پدر و مادرش زندگی جدیدی را با ناپدری‌اش شروع کرده بود، نمی‌دانست سرنوشتی همچون ستایش و آتنا در انتظارش هست. این کودک سه‌ساله زمان

مجتبی که گریه می کرد به همسرش گفت: «حدود ساعت١٤:٣٠ بود که اهورا از خواب بیدار شد و به سمت دستشویی رفت و من نیز به آشپزخانه رفتم تا غذایش را آماده کنم که ناگهان صدای افتادنش را شنیدم. به سرعت خودم را بالای سر اهورا رساندم و او را در آغوش گرفتم و روی مبل نشستم و هنگامی که یک لیوان آب به او دادم اهورا از حال رفت که از همسایه ها کمک خواستم.»

ناپدری اهورا از همسرش خواست تا به علت اتهاماتی که به او زدند از پزشکان و حراست بیمارستان شکایت کند.

زن جوان که حرف های مجتبی را باور داشت، ابتدا از وی هیچ شکایتی نکرد و او را بیگناه می دانست تا این که قاضی پرونده روز ٢٣مهرماه پدر، مادر و ناپدری اهورا را به دادسرا احضار کرد و مجتبی در این مرحله سکوتش را شکست و به تجاوز و قتل اهورای ٣ساله اعتراف کرد. مجتبی در اعترافاتش گفت: «روز اتفاق در منزل بودم. نامزدم از من خواست هنگامی که اهورا از خواب بیدار شد غذایش را بدهم. بعد از رفتن او بود که وسوسه شدم و اهورا را به داخل حمام کشاندم و نشانه آزار و اذیت قرار دادم که او به علت درد و خونریزی که داشت مدام فریاد می زد و گریه می کرد. هر چه تلاش کردم که او آرام شود، بی فایده بود به همین علت سر او را چند بار به دیوار کوبیدم که بیهوش شد و روی زمین افتاد.»

مرگ در دناک اهورا

در این مرحله، قاضی پرونده دستور بازداشت مادر و ناپدری اهورا را صادر کرد و زن جوان در این مرحله به علت این که ابتدا شکایتی از مجتبی نداشت، گفت: «چندی قبل به علت اختلافاتی که با همسرم داشتم از هم جدا شدیم و بعد از آن مجتبی وارد زندگی ام شد و در این مدت رفتارهای مجتبی با اهورا آن قدر صمیمی و خوب بود که پسرم او را بابا مجتبی صدا می زد. باور این که ناپدری اهورا دست به این جنایت زده باشد جهت من غیرممکن بود.»

وی گفت: «صبح روز اتفاق جهت رفتن به سرِ کار از منزل خارج شدم و ظهر بود که به منزل بازگشتم تا غذای پسرم را بدهم. او میلی به غذا خوردن نداشت و خوابید که از مجتبی خواستم هر وقت اهورا بیدار شد، غذایش را بدهد و دوباره به مغازه ای که کار می کردم، رفتم. نزدیک ساعت ٣بعدازظهر بود که مجتبی با من تماس گرفت و ادعا کرد که اهورا بیهوش شده است و او را به بیمارستان رازی انتقال یافته کرده اند. خیلی سریع خودم را به بیمارستان رساندم که از پزشکان شنیدم پسرم نشانه تجاوز قرار گرفته و به علت شدت درد و خونریزی و ضربه به سر و شکستگی دنده هایش به کام فوت فرو رفته هست. مجتبی گریه می کرد و می گفت که این حرف ها دروغ است و او اهورا را مورد تجاوز قرار نداده و شکستگی دنده هایش نیز به علت ماساژ قلبی و تنفس های مصنوعی ای که همسایه ها به اهورا داده اند، صورت گرفته است.»

اهورای سه‌ساله که بعد از جدایی پدر و مادرش زندگی جدیدی را با ناپدری‌اش شروع کرده بود، نمی‌دانست سرنوشتی همچون ستایش و آتنا در انتظارش هست. این کودک سه‌ساله زمان

مادر اهورا ادامه داد: «من به مجتبی اعتماد داشتم و نمی توانستم باور کنم که او دست به این کار زده باشد و زمانی که به این اقدامش اعتراف کرد شوکه شدم. از او خواستم راجع به علت کارش به من توضیح دهد که سرش را پایین انداخت و گریه کرد.»

در حالی که دستور بازداشت مادر اهورا صادر شده است هست، وی گفت: «اهورا همه زندگی من بود و می خواهم که مجتبی قصاص شود.»

مرگ در دناک اهورا

شکایت پدر از ناپدری و مادر اهورا

پدر اهورا که دوماه بود پسرش را ندیده بود، هنگامی که به بیمارستان رسید با جسد پسرش روبه رو شد و راجع به این پرونده گفت: «روز اتفاق هنگامی که از بیمارستان با من تماس گرفتند در منطقه گیلان نبودم، ولی به سرعت خودم را به بیمارستان رساندم و پزشکان اعلام کردند که اهورا از نظریه ریه وضعیتش وخیم است و ضربه شدید به سرش باعث شده است ضریب هوشی او به ٦ کم کردن پیدا کند. در ادامه شنیدم پسرم نشانه تجاوز قرار گرفته است.»

وی افزود: «درحالی که همه شواهد نشان می داد مجتبی دست به این کار زده ولی همسر سابقم اصرار داشت که او بیگناه است و می دانم که وی نیز در این پرونده نقش داشته و از او هم شکایت کرده ام. چند روز قبل مدیر سابق ساختمان همسر سابقم با من تماس گرفت و راجع به گریه و صداهای اهورا با من حرف زد که از همسرم خواستم پسرم را ببینم ولی او به علت این که نفقه اهورا را پرداخت نکرده بودم اجازه دیدن پسرم را نداد. آن جا بود که متوجه شدم مادر پسرم ٢ماه اجاره نداده است و قرار بود من از شوهر همسرم به علت عدم صلاحیت در نگهداری فرزندم شکایت کنم. حتی مدیر ساختمان نیز قصد شکایت از آنها را داشت که این اتفاق رخ داد. در دادسرا شنیدم که مجتبی یک فرزند ٣ساله دارد و ابتدا اصرار داشت خود را بیگناه معرفی کند ولی در اداره پلیس آگاهی به قتل و تجاوز اعتراف کرد.»

عامل این جنایت اعتیاد ندارد

در ادامه مدیر کل دادگستری گیلان نیز راجع به جزییات این پرونده گفت: «ناپدری اهورا در بازجویی ها ادعا کرده که هیچ گونه سابقه و مسئله روانی نداشته و در وقت اقدام به این جنایت مواد مخدری نیز مصرف نکرده هست، ولی جهت بررسی دقیق این ادعا پرونده به پزشکی قانونی ارجاع شد.»

رئیس کل دادگستری گیلان در آخر گفت: «پرونده در بازپرسی در مرحله تحقیقات مقدماتی است و جسد طفل به منظور بررسی به پزشکی قانونی ارسال شده است هست. همچنین وضع روانی متهم نیز به وسیله کادر روانپزشکی در پزشکی قانونی بررسی خواهد شد.»

آخرین وداع با اهورا

صبح روز گذشته مراسم تشییع و خاکسپاری اهورا در شهرستان خمام استان گیلان برگزار شد و پدر اهورا جهت آخرین بار درحالی که پسرش به خواب ابدی رفته بود او را در آغوش گرفت و اهورا در میان جمعیت زیادی که در این مراسم شرکت کرده بودند به خاک سپرده شد.

واژه های کلیدی: پرونده | بیمارستان | اخبار حوادث

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz